برای حزب لیبرالدموکراتهای بریتانیا (LibDems) انتخابات پارلمانی فردا از جهات متعددی سرنوشتساز است: آیا دوباره توسط دو حزب بزرگ در حاشیه قرار خواهند گرفت یا به مرکز قدرت حکومتی منتقل خواهند شد؟ در هر دو حالت، این برای لیبرالدموکراتها نوعی تکرار خواهد بود: آنها قبلاً تحت فشار قرار گرفتهاند و قبلاً در یک کابینه ائتلافی غیرمعمول بریتانیایی حضور داشتهاند.
رهبر حزب، جو سوانسون، ظهر چهارشنبه در جلسهای حزبی در لندن از اینکه لیبرالدموکراتها در موقعیت سود قرار دارند، از یک سو ابراز رضایت کرد، اما ممکن است به اندازه کافی نباشد. او از نظرسنجیهایی که پیشبینی میکنند بوریس جانسون به هر حال اکثریت بهدست خواهد آورد، بیم دارد. برای سوانسون و تیم کارزارش، این هنوز چندان قطعی نیست.
اگرچه محافظهکاران با اکثریتی ۱۴ کرسی جلو هستند، سوانسون گفت «این در نظام حوزهای هیچ معنیای ندارد». او در تئاتری مربوط به lgbti در برادوی ویمبلدون به چند ده فعال حزبی گفت که معمول است یک حزب تنها به دلیل تفاوت دو یا سه رأی یک کرسی را از دست بدهد/از دست بدهد.
در میان گروهی از خبرنگاران، عکاسان و فیلمبرداران، سوانسون لیبرال مجبور بود از عرض گذرگاه معروف رنگینکمان در برادوی عبور کند و سخنرانی خود را در سالن معروف CYMK ایراد کند. او به صورت حرفهای به نظرسنجیهای اخیر در خبر یک ساعت آیتیوی واکنش زنده نشان داد و بار دیگر خطرهای میزبانی یک کابینه جدید ویرانگر بوریس را به رأیدهندگان بریتانیایی یادآوری کرد.
لیبرالدموکراتها تلاش کردهاند این انتخابات سراسری را واقعاً به یک انتخابات تبدیل کنند و صرفاً به یک مشاوره مخفی درباره طرحهای برگزیت می به و جانسون مبدل نگردد. در این باره کوتاه، واضح و شفاف هستند: لغو و توقف تمام آن برنامهها. بنابراین، لیبرالدموکراتها برنامه انتخاباتی گسترده و منطقی «متمرکز بر آینده» تدوین کردهاند. آنها عمدتاً روی نسل جوانتر (زیر سی سال) شرط بندی میکنند که در همهپرسی برگزیت ۲۰۱۶ «فراموش کردند» رای موافق به اروپا بدهند.
اگرچه رهبر حزب جو سوانسون بیشتر مایل است به جلو نگاه کند، بسیاری از رأیدهندگان بریتانیایی عمدتاً به گذشته مینگرند. آنها هنوز از حزب لیبرالدموکرات به این خاطر ناخشنودند که این حزب تحت رهبری نیک کلیگ، رهبر پیشین، در ائتلاف با حزب محافظهکار، به نسل «قاشق نقرهای» محافظهکاران دیوید کامرون و بوریس جانسون قدرت داد. به عنوان حزب کوچکتر مجبور بودند با کاهشهای بزرگ در نظام اجتماعی، خصوصیسازی خدمات دولتی و کاهش خدمات عمومی موافقت کنند. و به عنوان آخرین ضربه، همهپرسی برگزیت ۲۰۱۶ را به عنوان نوعی نوآوری دموکراتیک معرفی کردند، چیزی که اکنون بریتانیاییهای ناامید آن را مطرح میکنند.
به اینها اضافه کنید که لیبرالدموکراتها برای بریتانیاییهای دارای اندیشه نیز شرایط آسانی ایجاد نکردهاند: در سال ۲۰۱۶ کاملاً موافق همهپرسی بودند، اما اکنون به شدت مخالف برگزاری همهپرسی دوم هستند. رأیدهندگان در جمعهای دوستانه میگویند: «شما ما را جدی نمیگیرید.» سوانسون میگوید: «شما دیدید که اراده ملت چه عواقبی دارد.» به عنوان رهبر حزبی مدرن، او همه امکانات را در اختیار دارد: زن، با تحصیلات خوب، با درایت، ظاهر مطمئن، خوشزبانی و توانایی بحث خوب. با این حال، از نظر بسیاری از محافظهکاران و حزب کارگر، وی به عنوان مرکز منطقی دیده نمیشود.
چند هفته پیش، او در مصاحبه تلویزیونی اشتباهی کرد که هنوز هم یقهاش را میچسبند. او به روشنی گفت که نه خودش و نه حزبش تحت هیچ شرایطی در مجلس عوام همکاری نخواهند کرد که بوریس جانسون منفور دوباره نخستوزیر شود یا جرمی کوربین نیز نخستوزیر شود. در همان جمله همچنین روشن کرد که خودش میخواهد نخستوزیر شود. بسیاری از مفسران این «اظهار بزرگمنشی» به عنوان «دختر حزب سوم» را هنوز یادآوری میکنند.
برای لیبرالدموکراتها موضوع تعیینکننده این است که آیا به اندازه کافی محافظهکاران و رأیدهندگان حزب کارگر انتخابی منطقی یا احساسی خواهند داشت. رأیدهندگان مدرن، طرفدار اروپا، محافظهکار و کارگری در صندوق رأی با انتخابی روبرو هستند: وفادار ماندن به حزب طرفدار برگزیت خود (رأی به لانه سیاسی خود اما به ضرر اقتصاد بریتانیا) یا دادن رأی به لیبرالدموکراتها (به ضرر فضای سیاسی شخصیشان اما به نفع مردم بریتانیا).

